آنقدر صحنهی جالبی است که نمیتوانم از نوشتنش بگذرم. از آن صحنههای ناب ِ خوراک جامعهشناسان!
روز اول محرم است، به خاطر جنایات اخیر غزه، عزای عمومی اعلام شده و برنامههای مختلفی به این مناسبت برگزار میشود.
بچههای بسیج دانشگاه پارچهی سفیدی که پرچم اسرائیل رویش طراحی شده، را انداختهاند کنار در ورودی دانشکده فنی-مهندسی تا بچهها [...]
Archive for دسامبر, 2008
دانشجویانی که پرچم اسرائیل را دور میزنند!
ارسالشده در روزنوشتهایی با بوی قورمهسبزی, tagged فلسطین, تحصن, جامعه شناسی, دانشجو, غزه در دسامبر 29, 2008 | 19 دیدگاه »
حاشیهای بر نشست تخصصی با هادی فراهانی در اصفهان!
ارسالشده در Blogroll, tagged مطبوعات, نمایشگاه, نیویورک تایمز, نشست تخصصی, هادی فراهانی, کانادا, کاریکاتور, پل خواجو, اصفهان, تصویرگری, خانه کاریکاتور اصفهان, دوست در دسامبر 26, 2008 | 2 دیدگاه »
شب، داخلی، نمایشگاه آثار هادی فراهانی
اپیزود اول- من در حال دیدن آثار، ناگهان دوستی را بعد از چند ماه میبینم و سلام و علیک و اینا!
دوست آرشیتکت: تو نمایشگاهو دیدی؟
من: نه! فقط همین چندتا را دیدم. تو همه را دیدی؟
دوست آرشیتکت: نه! حوصلهی کاریکاتور دیدن ندارم! یک ربع اول کلاسمو رفتم، دیدم حال ندارم، اومدم [...]
برچسبهای روز!
ارسالشده در شخصینوشتها, tagged برچسب در دسامبر 17, 2008 | 4 دیدگاه »
هفته پژوهش، گروه ریاضی, سمینار، دکتر زعفرانی، Fakhar-Zafarani، آکروبات ریدر، روزنامه، عکس، ارشاد، بیمه خبرنگاری، سختی کار، کباب بناب آذربایجان، پلاستیک دستهدار، سرویس، استاد، حل تمرین، 27.س، اساماس، اجرای زنده کاریکاتور، نمایشگاه بینالمللی، میسکال، وویس، برف، کافینت، اتوبوس، دانشگاه، تئاتر، از پاریس تا بیغوله، ابزور، 6500، با آقاشون، برف، زنده، آش رشته، نارگیل، باز هم [...]
از «بازهم زندگی» تا «تیکتاک» برنامههایی که از رسانه ملی بعیدن!
ارسالشده در روزنوشتهای صدا و سیمایی, tagged منصور ضابطیان, متفاوت, مجید مظفری, مسعود فروتن, مصاحبه, چهار, نگار استخر, نارگل, آزاده پورمختار, امید روحانی, بیژن بیرنگ, بازهم زندگی, تیک تاک, تاک شو, دو, رامبد جوان, رسانه ملی, سیامک انصاری, سامان گلریز, شبکه, صدا و سیما در دسامبر 13, 2008 | بیان دیدگاه »
کمتر فیلم، سریال یا برنامه تلویزیونی هست که بتوانم برایش عبارت «دلم تنگ شده» را به کار ببرم؛ برنامههای مورد علاقهای که گاهی یک دفعه بگویم:«چه قدر کیف میداد اگه الان هنوز پخش میشد یا چه قدر دلم هوای تماشاشو کرده!»… اما «باز هم زندگی» از این قاعده مستثنی است. پنجشنبه شبهای زیادی بوده (هست) [...]
یک عصر، یک آدم خسته، یک وبلاگستان پر از حسهای متفاوت!
ارسالشده در روزنوشتهایی به افتخار وبلاگستان, tagged متفاوت, وبلاگ, وبلاگستان, تشکر, حس در دسامبر 11, 2008 | 3 دیدگاه »
عصر پنجشنبهست. نزدیکیهای غروب. از دانشگاه(یک کلاس جبرانی بیموقع) برمیگردم. به شدت خستهام بس که از صبح جاهای مختلف رفتهام و آدمهای جورواجور دیدهام. بعد هم که آنالیز… خستهام و کمی کسل. دلم یک هیجان کوچولو میخواد. فکر میکنم اگر سرمانخوردهبودم خودم را به یک ضیافت کوچیک یک نفره دعوت میکردم. یک خوردنی که حسابی [...]
به یاد یک مادربزرگ، نوستالژی عید قربان
ارسالشده در شخصینوشتها, tagged قربان, مادربزرگ, نوستالژی, گوشت, عید در دسامبر 9, 2008 | 3 دیدگاه »
تصمیم نداشتم امروز پست جدید بنویسم اما یک نوستالژی باعث شد هوس نوشتن یک پست جدید به سرم بزنه. در ضمن این پست تقدیم میشود به مرحوم مادربزرگ عزیزم که من «خانوم دکتر»ش بودم، نوهی ارشد و دوستداشتنیاش…
عید قربان همیشه حس متفاوتی برایم داشته. از زمانی که یادم میآید سنت قربانی کردن صبح عید قربان، [...]
با دکتر رضا منصوری در کافه علم!
ارسالشده در علمینوشتها, گزارشات ویژه, tagged کافه علم, گزارش, ایران, اصفهان, جامعه علمی, دانش, رضا منصوری, علم در دسامبر 7, 2008 | 8 دیدگاه »
اینترنت هیچ گاه برای من مساوی یا همپای چت نبوده و این یکی از چیزهایی است که در مورد خودم، دوست دارم! اینترنت برای من یعنی شناخت آدمهای جدید، فضاهای متفاوت، ارتباطهای جالب و در بکگراند همهی اینها، پی بردن به ابعاد جدیدی از وجود خودم و همینهاست که این وسیله یا به عبارت درستتر، [...]
یک مهاجرت، یک آغاز، سلام دنیای وردپرس!
ارسالشده در شخصینوشتها, tagged وردپرس, آغاز, بلاگفا, شخصی در دسامبر 5, 2008 | 21 دیدگاه »
به خودم میگویم: یعنی تو واقعاً دلت تنگ نشده برای وبلاگ نوشتن؟! یک ماه از آخرین پستت(وبلاگ بلاگفا) گذشته و تو به هوای اینکه میخواهی پست بعدی را در وبلاگ جدید بنویسی و برای این کار باید اول آن وبلاگ را سرو سامان بدهی و بعد کوچ کنی، ننوشتهای. فقط هر دفعه پوشهی «پیشبلاگنوشتهها»یت را [...]


