در تمام این سالها خیلی از خودم پرسیدهام که «برای که مینویسی؟» اما راستش را بخواهید یادم نمیآید حتی به اندازه انگشتان دو دست پرسیده باشم «برای چه؟!» مینویسی!
وبلاگنویسی در تمام این سالها یکی از دوستداشتنیترین افعال زندگیم بوده و خیلی به ندرت پیش آمده که بخواهم دل بکنم از این فعل لذتبخش. حالا با جرئت میگویم که بیشتر از آن که برای «مخاطب» بنویسم، برای «خودم» نوشتهام. نه این که مخاطب داشتن برایم مهم نباشد، «مهمتر» نبوده است! اصلاً با یک حساب سرانگشتی میتوانم ادعا کنم که خودم هر کدام از مطالبم را حداقل 7،8 بار به طور کامل خواندهام و حتی خیلی وقتها پیش آمده که یک دفعه، مثلاً وسط نوشتن یک مطلب برای روزنامه یا فیدخوانی یا وررفتن با فتوشاپ، دلم برای وبلاگم تنگ شده، آنوقت سریع فایرفاکس دوستداشتنی را باز کردهام، گزینه آفلاین را زدهام و چند دقیقهای وبلاگم را با عشق نگاه یا مطالبش را مرور کردهام!
حالا دیگر مطمئنم که جدیترین فعل زندگیم همین «نوشتن» خواهد بود. حالا دیگر مطمئنم که عاشقانه و دیوانهوار مینویسم. حالا دیگر مطمئنم که نفس میکشم که بنویسم! من حتماً نویسنده خواهم شد و نوشتههای این وبلاگ، روزی کتاب خواندنیای خواهند شد برای خودم و شما! مطمئنم! مطمتئنید؟!!:)
وبلاگنویسی در تمام این سالها یکی از دوستداشتنیترین افعال زندگیم بوده و خیلی به ندرت پیش آمده که بخواهم دل بکنم از این فعل لذتبخش. حالا با جرئت میگویم که بیشتر از آن که برای «مخاطب» بنویسم، برای «خودم» نوشتهام. نه این که مخاطب داشتن برایم مهم نباشد، «مهمتر» نبوده است! اصلاً با یک حساب سرانگشتی میتوانم ادعا کنم که خودم هر کدام از مطالبم را حداقل 7،8 بار به طور کامل خواندهام و حتی خیلی وقتها پیش آمده که یک دفعه، مثلاً وسط نوشتن یک مطلب برای روزنامه یا فیدخوانی یا وررفتن با فتوشاپ، دلم برای وبلاگم تنگ شده، آنوقت سریع فایرفاکس دوستداشتنی را باز کردهام، گزینه آفلاین را زدهام و چند دقیقهای وبلاگم را با عشق نگاه یا مطالبش را مرور کردهام!
حالا دیگر مطمئنم که جدیترین فعل زندگیم همین «نوشتن» خواهد بود. حالا دیگر مطمئنم که عاشقانه و دیوانهوار مینویسم. حالا دیگر مطمئنم که نفس میکشم که بنویسم! من حتماً نویسنده خواهم شد و نوشتههای این وبلاگ، روزی کتاب خواندنیای خواهند شد برای خودم و شما! مطمئنم! مطمتئنید؟!!:)




بهتره بگی نویسندهی این وبلاگ یه روز نویسندهی بزرگی خواهد شد ، من هم امیدوارم به این آرزوی قشنگت برسی.
@mimghaderi
البته این طوری هم میشه گفت!:دی
ممنون از لطفت
خیلی خوبه که راه خودت رو پیدا کردی.مطمئنم که موفق می شی چون هم استعداد داری و هم لذت ناب نوشتن رو عمیقا درک کردی.موفق باشی.
ما معروف بوديم!
قبلا يه فرودگاه بناممون بود
San Francisco Airport
مجله هم داريم چاپ ميكنيم
http://www.sfomag.com
اما همه اينها باعث نميشه كه همكاران و شايد رفقاي قديمي محل نگذارند!
ضمنا واسه شمام يه قالب طراحي كردن
ديدين:
http://night-skin.com/theme/night-skin-86.htm
حيف كه ماله وردپرس نيست
چه باحال! چه حسی دارین که فرودگاه سان فرانسیسکو را به نامتون کردن؟!:دی
مجلهها چه بانمکه!:دی
اما همه اينها باعث نميشه كه به همكاران و شايد رفقاي قديمي محل نگذارید!:دی
قالبه هم خیلی باحاله!نامردا! ولی خداییش به پای اون قالب بلاگفام نمیرشه عمراً!
از خداوند متعال براي شما توفيق الهي در راه نويسندگي و براي خودم پول کلان در راه کيف و حال آرزومندم!
ايزابل آلنده مي گه:”می نویسم چون عاشق نوشتن ام؛ چون دلم می خواهد همه ی داستان های دنیا را تعریف کنم و حتی خیلی هایشان را از نو دوباره تعریف کنم. چون اگر ننویسم روح ام خشک می شود و می میرد.”
چراغ و توشه و امید فراموش نشود در این راه!