خوراک‌ها:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for می, 2009

خب معلومه که انگشتای آدم یه دفعه، ناگهانی، بی اختیار، می‌روند برای نوشتن، برای تایپ کردن وقتی… وقتی تنهایی. نشسته‌ای به فیدخوانی و آهنگهای قدیمی با صدای بلند گوش دادن… خب معلومه که هوس می‌کنی بخوانی همراه مرضیه و سیمین غانم و محمد نوری و غلامحسین بنان و … جان مریم/ چشماتو واکن/سری بالا [...]

Read Full Post »

آدم های زیادی را میشناسم!… این را با خودم مرور میکنم…بعضی‌ها را میبینم. بعضی‌ها را می‌شنوم، بعضی‌ها را می‌خوانم و با بعضی‌ها زندگی می‌کنم… دنیای عجیبی‌ست… همه آنها را که می‌خوانم و دوست دارم، آرزو می‌کنم یک روز از نزدیک ببینمشان یا حداقل صدایشان را بشنوم. آنها را که می‌بینم، می‌شنوم یا باهاشان زندگی می‌کنم [...]

Read Full Post »