خوراک‌ها:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for سپتامبر, 2009

حفاظت شده: ;)

هیچ چکیده‌ای موجود نمی‌باشد زیرا‌این یک نوشته حفاظت شده است.

Read Full Post »

تنها جایی که دخترک می‌تواند تاپ و شلوارک بپوشد، موهایش را دم اسبی ببندد، کلاه کرم رنگ نقاب دارش را سرش بگذارد. دوربینش را دستش بگیرد. شادمان و بی‌خیال بدود، از دیوار و درخت بالا برود، میوه بچیند، عکس بگیرد، بلند بلند بخندد. نور و نسیم را با تمام وجود حس کند. صدای باد و [...]

Read Full Post »

حفاظت شده: به خاطر من!

هیچ چکیده‌ای موجود نمی‌باشد زیرا‌این یک نوشته حفاظت شده است.

Read Full Post »

دخترک رو کرد به مرد. گفت:«ببخشید آقای [...] تقریباً از یک ماه پیش امر فرمودین که مطالب بدون اسم کار بشن. می‌خواستم ببینم دلیلش چی بوده؟»مرد مستقیم به چشمهای دخترک نگاه کرد. گفت:«بله. چون شده بود اسم‌نامه به جای روزنامه. هر کس از در می‌اومد تو، می‌گفت اسم منم بزنین. اسم پسرخاله‌مو بزنین…» دخترک با تعجب [...]

Read Full Post »

سفرنامه مالزی را در اینجا نوشته‌ام و در این دو (+.+) آلبوم به تصویرکشیده‌ام.

Read Full Post »

جزو آرزوهای کوچک اما بزرگ دخترک بود که با شلوار بلند و گشاد، تونیک آستین بلند کلاه دار خنک و کوله و صندل لاانگشتی برود سرکار و دانشگاه;)

Read Full Post »

زن خندید. بعد رو کرد به دخترک و گفت: نسل شماها، همه‌تون از عشق و عاشقی می‌ترسین. انگار آنفولانزای خوکیه! همه‌تون می‌خواین بگین من هیچ‌وقت پاگیر نمی‌شم برای همینه ایقدر زندگی‌هاتون مسخره اس. ما اگه امکانات شماها را داشتیم…
دخترک هیچ نگفت.

Read Full Post »

زن از وقتی زن و مرد جوان را دیده بود که همدیگر را «هانی» صدا می‌زنند، شماره‌ی شوهرش را به نام «هانی» در موبایلش ذخیره کرده بود. حیف که شوهر اصلاً در این مودها نبود و او را همیشه، «حاجی» صدا می‌زد!

Read Full Post »

دخترک با خودش قرار گذاشته بود که دیگر هرگز هیچ رمنس مووی‌ای نبیند که بعد شاهزاده‌ی رویاهایش هی افسانه‌ای‌تر و غیرواقعی‌تر و دورتر شود…

Read Full Post »

دخترک گفت که می‌خواهد مستقل باشد. و دلایل مسخره‌ی زیادی وجود داشت. دخترک دوست داشت هر وقت شب‌ها کلمه‌ها خواب را از سرش ربودند، بی‌خیال، بلند شود. چراغ‌ها را روشن کند. یک آهنگ ملایم بگذارد. یک ظرف میوه، کمی شکلات و معجون مایلو و شیر بیاورد بگذارد روی میز کنار کامپیوتر و تا دیر وقت، [...]

Read Full Post »