آدم های زیادی را میشناسم!… این را با خودم مرور میکنم…بعضیها را میبینم. بعضیها را میشنوم، بعضیها را میخوانم و با بعضیها زندگی میکنم… دنیای عجیبیست… همه آنها را که میخوانم و دوست دارم، آرزو میکنم یک روز از نزدیک ببینمشان یا حداقل صدایشان را بشنوم. آنها را که میبینم، میشنوم یا باهاشان زندگی میکنم [...]
Archive for the ‘روزنوشتهایی به افتخار وبلاگستان’ Category
همه آنها که میشناسمشان!
Posted in روزنوشتهای عمومی, روزنوشتهایی به افتخار وبلاگستان, tagged مردم, وب, آدم, شناختن on می 1, 2009 | 1 نظر »
نوشتههای این وبلاگ روزی کتاب ارزشمندی خواهند شد!
Posted in روزنوشتهایی به افتخار وبلاگستان, شخصینوشتها, قلمفرساییهای ادیبانه, tagged وبلاگ, کتاب, وبلاگنویسی, نویسندگی, نویسنده, دوستداشتنی, عاشق, دیوانه, مخاطب, خود, مطلب on فوریه 25, 2009 | 9 Comments »
در تمام این سالها خیلی از خودم پرسیدهام که «برای که مینویسی؟» اما راستش را بخواهید یادم نمیآید حتی به اندازه انگشتان دو دست پرسیده باشم «برای چه؟!» مینویسی! وبلاگنویسی در تمام این سالها یکی از دوستداشتنیترین افعال زندگیم بوده و خیلی به ندرت پیش آمده که بخواهم دل بکنم از این فعل لذتبخش. حالا [...]
یک عصر، یک آدم خسته، یک وبلاگستان پر از حسهای متفاوت!
Posted in روزنوشتهایی به افتخار وبلاگستان, tagged متفاوت, وبلاگ, وبلاگستان, تشکر, حس on دسامبر 11, 2008 | 3 Comments »
عصر پنجشنبهست. نزدیکیهای غروب. از دانشگاه(یک کلاس جبرانی بیموقع) برمیگردم. به شدت خستهام بس که از صبح جاهای مختلف رفتهام و آدمهای جورواجور دیدهام. بعد هم که آنالیز… خستهام و کمی کسل. دلم یک هیجان کوچولو میخواد. فکر میکنم اگر سرمانخوردهبودم خودم را به یک ضیافت کوچیک یک نفره دعوت میکردم. یک خوردنی که حسابی [...]


