هماکنون در حال مرور بایگانی برچسب ‘روزنامه’ میباشید.
نشستهام پشت میز کارم. از میان لاکهای میز کناری، که به جز سه چهارتاشان، همه از توناریتهی صورتی هستند با شمارههای مختلف، یکی را انتخاب میکنم. با آرامش ناخنهای دستم را لاک میزنم. بعد دوباره دستم را دراز میکنم سمت میز کناری، جعبهی جواهراتم را برمیدارم. دو تا انگشتر برای دست راست و دو تا برای دست چپ انتخاب میکنم. بعد نوبت گوشوارههاست. موهایم را شانه میزنم و با یکی از دوست داشتنیترین کلیپسهایم جمعشان میکنم بالای سرم و یک دستهشان را میگذارم رها باشند روی شانهی چپ. لپتاپم را روشن میکنم، یکی از آلبومهای مورد علاقهام را انتخاب میکنم. هدفون در گوش، به موسیقی ملایم دو زبانهای گوش میدهم. به اینترنت متصل میشوم و روز کاریام آغاز میشود.
برای نشستن در خانه و کار کردن در خانه، ساخته نشدهام ولی این مدل و این محیط را به کار کردن در محیطهای دوستنداشتنی پراسترس و با آدمهایی که نمیفهممشان، ترجیح میدهم.
برای نشستن در خانه و کار کردن در خانه، ساخته نشدهام ولی این مدل و این محیط را به کار کردن در محیطهای دوستنداشتنی پراسترس و با آدمهایی که نمیفهممشان، ترجیح میدهم.

رامین و دوستان، ایراندخت و اعتماد را تاب نیاوردند:(

زندگی دانشجویی برای دخترک یعنی وقت رفتن به دانشگاه، دوستت زنگ بزند که کجایی؟! کی میرسی به ایستگاه سرویسها؟! بعد منتظرت بماند تا با هم بروید.
زندگی دانشجویی برای دخترک یعنی از صبح تا شب دانشگاه باشی ولی خسته و کسل نشوی. بین کلاسها با دوستانت بنشینی به خنده و شوخی و حرفهای جدی البته. یعنی یک گروه باشید و هر کدامتان حرفی برای همه داشته باشد که حوصلهتان سرنرود و دانشگاه برایتان لذت بخش باشد.
زندگی دانشجویی برای دخترک یعنی درس خواندنهای گروهی. یعنی تا صبح برای یک پروژه بیدار نشستن با دوستان.
زندگی دانشجویی یعنی سه نفر باشید با سه عقیده و رشته و هدف متفاوت ولی همهتان بخواهید در یک رشته و دانشگاه در مقطع کارشناسی ارشد ادامه تحصیل بدهید بعد هی با هم سر اول، دوم و سوم شدنتان کل کل کنید!
زندگی دانشجویی برای دخترک یعنی زندگی خوابگاهی یا خانه دانشجویی.
زندگی دانشجویی برای دخترک یعنی موقع برگشتن از دانشگاه، بروید همهتان آخر اتوبوس روی بوفه بنشینید. بخندید شوخی کنید. با چشم و ابرو حرف بزنید. از رویاهایتان بگویید. با هیجان از چلچراغ و ایراندخت و بی بی سی فارسی و نویسندگان و روزنامهنگاران محبوبتان حرف بزنید. چرت و پرت بگویید و کر کر خنده راه بیاندازید و سر این که کدامتان قرار است کجای کرهی خاکی و با کی بروید، کل کل کنید.
زندگی دانشجویی برای دخترک یعنی گروه، تیم، یعنی پروژه یعنی درسهای به دردبخور، یعنی عاشق راه و خود دانشگاه بودن.
دخترک گاهی که تنهاست و غمگین، تمام راه رفت و برگشت دانشگاه تا خانه را مجله میخواند یا هدفون در گوشش میگذارد، چند آهنگ متناسب حال، گوش میدهد و رویابافی میکند… دخترک منتظر است روزی، این مزه مزه کردنها تبدیل بشوند به تجربهی کامل و واقعی زندگی دانشجویی!
زندگی دانشجویی برای دخترک یعنی از صبح تا شب دانشگاه باشی ولی خسته و کسل نشوی. بین کلاسها با دوستانت بنشینی به خنده و شوخی و حرفهای جدی البته. یعنی یک گروه باشید و هر کدامتان حرفی برای همه داشته باشد که حوصلهتان سرنرود و دانشگاه برایتان لذت بخش باشد.
زندگی دانشجویی برای دخترک یعنی درس خواندنهای گروهی. یعنی تا صبح برای یک پروژه بیدار نشستن با دوستان.
زندگی دانشجویی یعنی سه نفر باشید با سه عقیده و رشته و هدف متفاوت ولی همهتان بخواهید در یک رشته و دانشگاه در مقطع کارشناسی ارشد ادامه تحصیل بدهید بعد هی با هم سر اول، دوم و سوم شدنتان کل کل کنید!
زندگی دانشجویی برای دخترک یعنی زندگی خوابگاهی یا خانه دانشجویی.
زندگی دانشجویی برای دخترک یعنی موقع برگشتن از دانشگاه، بروید همهتان آخر اتوبوس روی بوفه بنشینید. بخندید شوخی کنید. با چشم و ابرو حرف بزنید. از رویاهایتان بگویید. با هیجان از چلچراغ و ایراندخت و بی بی سی فارسی و نویسندگان و روزنامهنگاران محبوبتان حرف بزنید. چرت و پرت بگویید و کر کر خنده راه بیاندازید و سر این که کدامتان قرار است کجای کرهی خاکی و با کی بروید، کل کل کنید.
زندگی دانشجویی برای دخترک یعنی گروه، تیم، یعنی پروژه یعنی درسهای به دردبخور، یعنی عاشق راه و خود دانشگاه بودن.
دخترک گاهی که تنهاست و غمگین، تمام راه رفت و برگشت دانشگاه تا خانه را مجله میخواند یا هدفون در گوشش میگذارد، چند آهنگ متناسب حال، گوش میدهد و رویابافی میکند… دخترک منتظر است روزی، این مزه مزه کردنها تبدیل بشوند به تجربهی کامل و واقعی زندگی دانشجویی!

دخترک موجودی سه حساب بانکیاش را که چک کرد، دچار افسردگی شد. تصمیم گرفت کارهایی که الان میکند را رها کند. برود یک پارتی خوب جور کند بلکه بتواند یک شغل مسخرهی کسالتبار اما با حقوق ماهیانهی حداقلی، داشته باشد… دخترک عاقل شده است انگار!…



