لطفاً فقط وقتی از نظر روحی در حالت نرمال یا خوشحال هستید، ببینیدش. اما اگر تو مود دپرشن هستید و برای عوض شدن حال و هوایتان می‌خواهید صرفاً سینمایی بروید، بی‌خیال این یکی شوید یا حداقل با چند دوست خوبِ باحالِ خوش صحبت بروید. بعد از سینما هم یک ساعت پیاده روی کنید. البته سعی کنید مسیری را انتخاب کنید که دورترین فاصله را تا زاینده‌رود داشته باشد (چرا که وضعیت اسفناک این جاده(!) به حادتر شدن دپرشن‌تان کمک شایان توجهی خواهد کرد.) پیاده‌روی کنید. بگویید و بخندید و از آرزوها و هدف‌ها و خاطرات دوست‌داشتنی مشترکتان تعریف کنید. بعد هم بروید پیتزا بخورید با کوکای یخ و سیب‌زمینی سرخ کرده با سس گوجه‌ی تند! اما حواستان باشد که خیلی دیر نشود که مجبور شوید مدتها در صف تاکسی بایستید و بعد هم چند آدم پررو حق تقدمتان را نادیده بگیرند و مجبور شوید کمی جر و بحث کنید و … باورم نمی‌شد «برای الی» این قدر تلخ باشد. طبق عادت، قبل از دیدن فیلم، هیچ نقدی درباره‌اش نخواندم فقط می‌دانستم که جوایز زیادی برده و یک پایان غافلگیرکننده دارد. از تلخی و موضوعش چیزی نمی‌دانستم و کاملاً جا خوردم. ترجیح می‌دادم حال و هوای شروع فیلم در سرتاسر آن حفظ می‌شد و با یک پایان فیلم‌فارسی گونه تمام. تا ما این همه بهت‌زده و دپرس از سینما بیرون نیاییم!… 
Advertisements