من نمی‌فهمم آدم‌هایی را که آدم‌های دور و برشان را براساس قومیت‌هایشان، دسته‌بندی می‌کنند. نمی‌فهمم وقتی هر قوم را در یک دسته و قالب با خصوصیات مشخص و لایتغیر می‌ریزند و بعد درباره‌ی آدم‌های متفاوت هر دسته، قضاوت‌های یکسان می‌کنند. نمی‌فهمم این آدم‌ها را.
من همیشه تمرین کرده‌ام که بدون قضاوت، بدون پیش‌داوری به آدم‌ها نگاه کنم. به عقایدشان، به رفتارهای متفاوتشان احترام بگذارم. وقتی حرف می‌زنند، با دقت، بدون قضاوت، گوش کنم. همیشه دوست داشته‌ام و سعی کرده‌ام که دوستانی با عقاید، علایق، شغل‌ها، ملیت‌ها، قوم‌ها و ظاهرهای متفاوت داشته‌باشم تا بتوانم، هر روز، از هر کدامشان، چیز جدیدی یاد بگیرم و خودم را، رفتارم را، عقایدم را و حتی ظاهرم را بهبود ببخشم. اما حالا به این نتیجه رسیده‌ام که آدم‌ها این دسته چنان بی‌شمارند که اول باید تمرین کنم که عقایدم را، افکارم را و حتی قومیت و شغل و احساساتم را پنهان کنم. کار سختی‌ست ولی باید یاد بگیرم. این تنها سپر من است در مقابل قضاوت‌های دردناک و ویران‌کننده‌ی آنها.
Advertisements