دخترک خسته است از پراکندگی زندگی‌اش. از این همه دنیاهای متفاوت که دارد درونشان نفس می‌کشد، گاهی حتی به زور. دخترک از سایه بودن خسته است؛ از دویدن و تنهایی و مه‌ای که چشم‌اندازش را به جلوی پایش محدود کرده. دخترک پر از افکار متناقض است. پر از رویا و پر از خواستن. گیج و خواب زده می‌گذراند روزهایی را که روی دور تندند، خیلی تند…   
Advertisements