You are currently browsing the tag archive for the ‘عکاسی’ tag.

دخترک موجودی سه حساب بانکی‌اش را که چک کرد، دچار افسردگی شد. تصمیم گرفت کارهایی که الان می‌کند را رها کند. برود یک پارتی خوب جور کند بلکه بتواند یک شغل مسخره‌ی کسالت‌بار اما با حقوق ماهیانه‌ی حداقلی، داشته باشد… دخترک عاقل شده است انگار!…

دارم فکر می‌کنم اگر همین الان، به یک باره عاقل (دیوانه؟!) شوم و دیگر حرف و عقیده‌ی هیچ بنی‌بشری برایم مهم نباشد، چه می‌کنم؟! خیال ِ خوشی است… یک جور آزادی بی قید و شرط!… من و لپ‌تاپ و دوربین و ویس‌ریکوردر و اینترنت و سفر! این تمام چیزی است که من ِ دیوانه از این زندگی لعنتی می‌خواهم. مسخره است!…
بعد فکر می‌کنم اگر اوضاع کمی بهتر باشد… درس خواندن در یک فضای دیگر. بدون دغدغه‌های مصنوعی… زندگی روزانه‌ام با دوچرخه سواری صبحگاهی در جاده خوشگل و سرسبزی که منتهی می‌شود به دانشگاه شروع می‌شود. تا عصر، با رشته‌ای که عاشقانه دوست دارم، زندگی می‌کنم و عصرها تا شب روی پروژه‌های کاری که خلاصه می‌شوند به نوشتن و عکاسی کار می‌کنم. این تمام چیزی است که من ِ دیوانه از این زندگی لعنتی می‌خواهم! مسخره است … 
feed2

اینجا برای مخاطب خاص می‌نویسم. برای خودم و کسی، کسانی... آن دو، سه جای دیگر هم طور دیگری می‌نویسم برای کسان دیگر و شما مختارید که مخاطب هر کدام که دوست دارید، باشید. برایم بنویسید چرا اینجا را می‌خوانید، اگر می‌خوانید!
گوگل‌ریدر اشتراکی-شر می‌کنیم به ن�و  ارزشمندی!

دلی‌شز - لینک‌های خوشمزه:

RSS .:.میکروبلاگ-توییتر.:.

  • خطایی رخ داد! احتمالا خوراک از کار افتاده. بعدا دوباره تلاش کنید.

RSS .: اس‌ام‌اس بلاگ-ویویو:.

  • خطایی رخ داد! احتمالا خوراک از کار افتاده. بعدا دوباره تلاش کنید.
    :این وبلاگ تحت لیسانس "کریتیو کامنز" منتشر می‌شود اگر برای استفاده از مطالب، نویسنده را مطلع و "لینک، نام وبلاگ یا نام نویسنده" را درج فرمایید، استفاده کاملاً .بلامانع است

بالاترین امتیازها

برترین مطالب